*به پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه استان مازندران خوش آمديد* | اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ |
منو اصلی
امکانات سایت
نام :   
ایمیل :   

آیت الله محمد حسین محمدی لائینی

نام هاي ديگر: آيت اللّه حسين محمدي لائيني ،آيت اللّه حاج شيخ حسين محمدي، 

موطن: هرات 

نام پدر: محمد علي 

تاريخ وفات: 481 قمري 

 

خطه سرسبز مازندران سرزمين علماي بزرگي است که خدمات بسيار ارزنده اي به اسلام و مسلمانان نموده اند. آيت اللّه حسين محمدي لائيني عالمي وارسته، زاهد و خدمتکار به مردم، يکي از آن هاست که در اين مقاله سعي شده است با گوشه اي از زندگي پربار وي آشنا شويم.

 

تولد

در سال 1301(1)، در روستاي ملاّ محله هزار جريب «لائي» فرزندي پا به عرصه وجود گذاشت، که نامش را حسين نهادند. حسين در 8 سالگي پدر خويش را که 31 سال بيش نداشت، از دست داد و تحت تکفّل و سرپرستي مادر گرامي خود قرار گرفت. مادر او که از زنان بسيار مؤمن روستا بود، تمام همت خود را بر اين گمارد که فرزندش را در راه پدر گراميش تربيت کند و به همين جهت در همان اوان کودکي روحيه طلبگي را در او ايجاد کرد.

 

تباري پاک 

خاندان آيت اللّه حاج شيخ حسين محمدي سابقه طولاني و درخشان در علم و تقوا دارند. بنابر مدارک و شواهد موجود، نسبِ اين خانواده به طائفه اي به نام «انصار» که شعبه اي از طايفه انصار مدينه بودند، مي رسد. اين طائفه هم اکنون به انصاري مشهورند. تغيير شهرتِ اين خاندان از انصاري به محمدي، هنگام تنظيم شناسنامه در سال 1315 صورت گرفت.(2)

وي فرزند شيخ محمد علي، فرزند ملا اسماعيل، فرزند ملا بزرگ، فرزند ملا حسن، فرزند... خواجه عبداللّه انصاري مي باشد. همه آن بزرگورران از علماي بزرگ منطقه محسوب مي شدند.(3)

خواجه عبداللّه انصاري هروي ابن ابي منصور بن ابي ايوب علي نسبش با شش واسطه به ابو ايوب انصاري، صحابي منتهي مي شود. وي از مشاهير و عرفا و محدّثين و فقها و بزرگان مشايخ صوفيه است.

کنيه اش ابواسماعيل، لقب مشهورش شيخ الاسلام است. چون محل تولد بلکه محل دفنش بنابر مشهور، هرات بود، به «پير هرات» موصوف مي باشد.

از تأليفات اوست:

1 - انس المريد.

2 - انوار التحقيق.

3 - شمس المجالس.

4 - مناجات فارسي.

5 - منازل السائرين الي الحق.

وي در تاريخ 383 يا 396 يا 397 ه . ق در هرات متولد شد و در سال 481 در آنجا وفات يافت و در قندهار نزديک قبر حذيفه، مدفون گرديد.(4)

 

تحصيل 
آيت اللّه محمدي از 8 سالگي نزد عموي خويش شروع به تحصيل علوم ديني کرد(5) و دروس ابتدايي حوزه را از او فرا گرفت. عموي او که مرد دانا و پرهيزگاري بود، بر امور تحصيلي اش نظارت مي کرد.

آيت اللّه محمدي دروس سطح را در حوزه علميه منطقه نزد اساتيد آن منطقه فرا گرفت و پس از آن، به محضر عالم و عارف نامي استان مازندران، حضرت آيت اللّه العظمي کوهستاني رسيد تا سطوح عاليه را از وي فرا بگيرد.

وي در سال 1338، بعد از کسب اجازه از آيت اللّه العظمي کوهستاني، جهت ادامه تحصيل علوم اسلامي، در 25 سالگي به نجف رفت و در طول 14 سال تحصيل در حوزه علميه نجف، از محضر اساتيد آن جا استفاده برد، سپس در سال 1342 - در حالي که دو دوره در درس خارج اصول شرکت کرده بود و اکثر کتب فقه در بحث عبادات و معاملات را گذرانده بود. - با کسب اجازه اجتهاد از علماي نجف، به ايران بازگشت.(6)

 

ويژگي هاي علمي 

آيت اللّه محمدي هيچ گاه فرصت ها را از دست نمي داد، آن چنان که در نجف اشرف شبانه روز به درس و مباحثه مشغول بود.

وي بالاترين کتب سطح را با زيباترين شيوه تدريس مي کرد و در علم منقول و تمام علوم مربوط به ادبيات عرب تبحّر داشت.

وي به عنوان مدرس برجسته درنجف شناخته مي شد. آيت اللّه محمدي پس از بازگشت به ايران، بنا به دعوت آيت اللّه کوهستاني در حوزه علميه کوهستان به تعليم طلاب پرداخت.

او يک مجتهد مسلّم و صاحب نظر در فقه و اصول بود. و از علماي بزرگ اجازه نامه هاي مختلفي در اجتهاد و نقل روايات و امور حسبيه و شرعيه داشت. بعضي از مشايخ اجازه وي، عبارتند از آيات عظام:(7)

1 - امام خميني (1279 - 1368ش.)

2 - سيد محمود شاهرودي

3 - ميرزا حسن يزدي

4 - ميرزا هاشم آملي (1282 - 1371)

5 - سيد حسين بروجردي (1253 - 1339 ش.)

6 - سيد محمد رضا گلپايگاني

7 - سيد شهاب الدين مرعشي نجفي (1276 - 1369 ش.)

8 - آقا بزرگ تهراني (1293 - 1389ق.)

9 - حاج سيد محمد هادي ميلاني (1274 - 1353 ش.)

10 - سيد محسن حکيم (1306 - 1390 ق.)

11 - سيد ابوالقاسم خويي(8)

 

اساتيد
آيت اللّه محمدي از محضر علماي بزرگي کسب فيض نمود، که بعضي از آنها عبارتند از:

1 - آية اللّه حاج آقا مير تقي نصيري (1291 - 1373): وي از مفاخر روحانيت و از چهره هاي محبوب علمي و عملي استان مازندران بود.(9) در حالات وي آورده اند که حافظ کل قرآن کريم بود و بر نماز شب مواظبت کامل داشت و هميشه بعد از نماز صبح، در سجده، زيارت عاشورا را همراه با دعا و قرآن، مخصوصاً سوره هاي آخر قرآن را تلاوت مي کرد که تا طلوع آفتاب ادامه داشت.(10)

2 - آيت اللّه العظمي شيخ محمد کوهستاني (1269 - 1350 ش): وي از شاگردان آيت اللّه العظمي سيد ابو الحسن اصفهاني؛ و آيت اللّه العظمي نائيني؛ بود. حجة الاسلام و المسلمين شيخ علي کاشاني مي گويد:

مرحوم کوهستاني زياد به من توصيه مي کرد که اگر مي خواهي به محضر حضرت ولي عصر - عجل اللّه تعالي فرجه الشريف - برسي، از آزار مردم، بالاخص اولياي خدا و مراجع تقليد و افرادي که پناهي جز خداوند ندارند، بخصوص به وسيله غيبت و تهمت بپرهيز و در مجالسي که اين گناهان انجام مي شود، منشين.(11)

حجة الاسلام شيخ علي اکبر حسني مي گويد:

روزي به محضر آيت اللّه کوهستاني رسيدم و از ايشان خواستم دعا و ذکري براي رفع گرفتاري به من بياموزد. آن مرحوم اين دعا را به من تعليم دادند:

«يا مُسبّب سَبّبْ، يا مُفرّج فَرّجْ، يا مُفتّح فَتّحْ، يا مُدبّر دَبّرْ، يا مُسهّل سَهّلْ، يا مُيسّر يَسّرْ، يا مُتمّم تمّمْ برحمتک يا ارحم الراحمين و انت الجواد الکريم.» نيز اضافه کرد که حد اکثر 70 و حداقل 7 مرتبه خوانده شود، که بسيار مجرّب است.(12)

3 - آيت اللّه العظمي حاج ميرزا حسن يزدي: آيت اللّه محمدي در نجف، در درس کفايه او شرکت کرده و از درياي علم او استفاده برد.(13)

4 - آيت اللّه حاج سيد محمود شاهرودي: وي استاد خارج فقه آيت اللّه محمدي در نجف بود. برخي از تأليفات آيت اللّه شاهرودي از اين قرار است: تقريرات درس آيت اللّه آقا ضياء الدين عراقي، تقريرات اصول و فقه آيت اللّه ميرزا حسين نائيني و ذخيرة العباد.

از ويژگي هاي ايشان، رقّت قلب و مهرباني او بود؛ اگر براي کسي گرفتاري پيش مي آمد، فوق العاده متأثر مي گشت و در رفع آن کوشش مي کرد و اگر توانايي نداشت، به حرم حضرت علي (ع) مشرف مي شد و براي رفع گرفتاري آن مومن دعا مي کرد.(14)

5 - آيت اللّه العظمي ميرزا هاشم آملي (1282 - 1371 ش): آيت اللّه محمدي در دو دوره از دروس خارج اصول وي شرکت کرد. آيت اللّه ميرزإ؛ّّللّه هاشم آملي طلاب را به تقوا فرا مي خواند و از آن جا که خود شهد شيرين تقوا را چشيده بود، سخنش از حلاوت خاصي برخوردار بود و تا عمق جان آدمي تاثير مي کرد. از جمله سفارش هاي او چنين است: همواره به ياد خدا باشيد. همواره به ياد امام زمان - عجل اللّه تعالي فرجه الشريف - باشيد، که او ناظر بر رفتار و کردار شماست. هميشه با وضو و طهارت باشيد. نماز شب را از ياد نبريد، که تمام پيامبران به مداومت آن سفارش کرده اند. هرگز به نامحرمان نگاه نکنيد.

او صاحب تأليفاتي است که از جمله مي توان به بدايع الافکار، کتاب الطهارة، کتاب الصلاة و خيارات اشاره کرد.(15)

 

الف: قبل از انقلاب 

آيت اللّه محمدي در زمان طاغوت که کشور در خفتان و رعب و وحشت بود و کسي جرأت به زبان آوردن نام مبارک امام؛ را نداشت، علناً و در اجتماعات مختلف از حضرت امام پشتيباني مي کرد و دائماً خطر انحطاط جامعه را به مردم گوشزد مي کرد.

او در قيام هاي مردمي عليه رژيم منحوس و فاسد پهلوي همواره پيشرو بود، تا آن جا که طلايه دار دسته هاي تبليغي بود.(16)

ايشان گرچه به خاطر حمايت از امام با مشکلاتي رو به رو مي شد، اما هيچگاه حاضر نمي شد دست از حمايت او بردارد.

آيت اللّه محمدي در اولين مجلس ختم حاج آقا مصطفي خميني در مازندران که توسط خود وي تشکيل شده بود، شرکت کرد و اعتنايي به تهديدات مقامات امنيتي نکرد.(17)

 

ب: بعد از انقلاب 

1 - حضور در جبهه ها با لباس رزم

آيت اللّه محمدي در طي 8 سال دفاع مقدس، با جان و مال خويش از رزمندگان اسلام دفاع کرد.وي با حضور در خط مقدم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل و پوشيدن لباس پر افتخار بسيجي، باعث ايجاد روحيه، اميد و پشتکار در دل دريادلان بسيجي شد.

2 - نماينده مجلس خبرگان

آيت اللّه محمدي دو دوره نماينده مردم استان مازندران در مجلس خبرگان بود.

آن بزرگوار بسيار به حضرت امام و رهبر عظيم الشأن انقلاب علاقه و ارادت داشت و با تمام وجود از حضرت امام و مقام معظم رهبري حمايت و دفاع مي کرد.(18)

همان طور که قبلاً گفته شد، آيت اللّه محمدي بعد از اين که از نجف به ايران آمد، به علت کهولت سن مرحوم کوهستاني، مديريت حوزه علميه کوهستان را بر عهده گرفت. همچنين با فقدان عنصر زهد و تقوا و مرد علم و عمل، مرحوم آقا علي ليموندي؛ و بنا به درخواست اهالي نکا، آيت اللّه محمدي از آيت اللّه کوهستاني اجازه گرفت و به آن شهرستان رفت. وي در اين سنگر جديد هم در شمار شخصيت هاي علمي، فقهي، سياسي و اجتماعي، مشغول اداره امور شرعي و حوزه علميه نکا شد، به طوري که سراسر زندگي اش وقف خدمت به مردم گرديد.(19)

 

آيت اللّه محمدي از ديدگاه دانشمندان 

1 - امام خميني (ره) :

«ارجو منه ان لاينساني من صالح الدّعوات و السّلام عليه؛ اميد من از ايشان (آيت اللّه محمدي) اين است که مرا از دعاهاي خيرشان فراموش نکنند و سلام و درود بر او باد.»

2 - آيت اللّه العظمي حاج سيد محمود شاهرودي؛:

«حوزه نجف با رفتن آقاي محمدي لائيني به ايران، خاموش شد. همانا جناب عالم عامل و فاضل کامل و زکي وفيّ، آقاي حاج شيخ حسين محمدي مازندراني - خدا ايشان را شامل الطاف پنهانيش فرمايد. - به تحقيق قسمتي از عمر با برکت و شريف خويش را صرف يادگيري علوم ديني و معارف الهي کرده است. آقاي محمدي در جلسات فقهي و اصولي ما مانند شخصي حاضر مي شد که بسيار فهيم و متخصّص و متعمّق و متدقّق بود.»

3 - آقا بزرگ تهراني؛:

«شيخ حسين محمدي لائيني که خداوند فضايل ايشان را مستدام بدارد و دانشمندان و فضلايي چون ايشان را زياد فرمايد...»

4 - حضرت آيت اللّه العظمي آقا ميرزا هاشم آملي؛:

«به شکرانه خداوند بزرگ، ايشان (آيت اللّه محمدي لائيني) از مجتهدين بزرگ شده اند، پس براي ايشان است که عمل کند به آنچه خود از احکام دين خدا درمي آورد.»

5 - حضرت آيت اللّه العظمي صالحي مازندراني:

«از شخصيتهاي کم نظير خطّه شمال، مرحوم آيت اللّه محمدي لائيني؛ مي باشد. به نظر بنده براي اينکه اين شخصيت عظيم براي مردم شناخته شود، بايد لجنه اي از بزرگان و نويسندگان مازندراني جمع بشوند و در مورد شخصيت کم نظير ايشان و زندگي پر افتخار او قلم فرسايي بکنند.»(20)

 

ويژگي هاي اخلاقي و اجتماعي 

1 - کمک به نيازمندان: آيت اللّه محمدي در کمک به نيازمندان بسيار کوشا بود. او با هر فردي که در جهت رفع نياز به ايشان مراجعه مي کرد، با کمال خوشرويي و سعه صدر برخورد مي کرد و در رفع مشکل وي مي کوشيد.

فاضل ارجمند، شيخ محمد باقر، فرزند برومند ايشان در روز تشييع جنازه وي به عنوان اداي سپاس از حضور مردم و روحانيت استان، در پاي جنازه پدرش گفت:

«پدرم تمام عمر خود را وقف خدمت به مردم کرد، مع ذلک مي گفت: من مرهون محبت هاي اين مردم هستم.»(21)

آيت اللّه محمدي از موقعيّت و جايگاه ممتازي در نزد مردم برخوردار بود و هيچ گاه خويشتن را از مردم جدا نمي دانست. درب منزل وي همه وقت به روي مردم باز بود و از آن جا که خود را وقف مردم مي دانست، لذا الفاظي چون: ساعت کار؛ وقت قبلي؛ موقعيّت، حساس است؛ بعداً بياييد؛ وقت ندارم و نظاير آن در نزد ايشان مفهومي نداشت.(22) آيت اللّه محمدي به مسؤولان سفارش مي کرد که به کارهاي مردم رسيدگي کنند، حتي وقتي که در بيمارستان بستري بود، به مسؤولاني که به عيادتش آمده بودند، سفارش کرد به نيازمندان کمک کنند. وي به يکي از مسؤولان گفت: من مي ميرم، آيا شما نمي خواهيد براي حاشيه نشينان جنگل فکر کنيد. او حتي مهر نمايندگي خبرگان را به بيمارستان برد، تا بتواند در چنين موقعيتي هم دست نيازمندان را بگيرد.(23) خانه او، خانه حلّ مشکلات مردم بويژه جوانان، طلاب و دانشجويان بود. او جوانان را فرزند خود مي دانست.

ايشان در دل مردم جاي داشت، تا آن جا که مردم پس از رحلتش مي گفتند: ديگر مشکلاتمان را با چه کسي در ميان بگذاريم، با که درد دل کنيم؟ او پناه ما بود، ديگر کسي به حرف ما گوش نمي کند.(24)

2 - زهد ايشان: «قال اميرالمؤمنين (ع) : ثمن الجنّة الزّهد في الدّنيا»(25)؛ حضرت علي (ع) فرمود: بهاي بهشت، کناره گيري از دنيا است.

آيت اللّه لائيني در زهد و بي اعتنايي به دنيا، کم نظير بود و از اندوختن سيم و زر و تفاخر به اموال، سخت دوري مي کرد. در هيچ گوشه اي از زندگي ايشان نشاني از دلبستگي به زخارف دنيا وجود نداشت. فرش هاي کهنه، فرسوده و سوراخ شده اتاق پذيرايي وي، هر بيننده اي را تحت تأثير قرار مي داد.(26)

3 - خواندن دعا: آيت اللّه محمدي لحظه اي از خود سازي غافل نبود. ايشان هميشه مشغول ذکر گفتن بود، مگر آن که از ايشان سؤالي شود و يا بحثي پيش آيد که از ذکر باز بماند. بعضي از دوستان مورد اطمينان نقل کرده اند که آن جناب يک دوره کامل از دعاهاي وارده در مفاتيح الجنان را خوانده است.(27)

4 - احترام به خانواده شهدا: وي به بازماندگان شهداي جنگ تحميلي بسيار احترام مي گذاشت. از ايشان نقل شده است که فرموده اند:

خيلي دلم مي خواست که پدرِ شهيد باشم، از اين که از فرزندانم شهيد نشده اند، خود را شرمنده مي بينم.(28)

5 - احسان به مخالف: آيت اللّه محمدي بارها به مخالفان خود احسان نمود و سفارش مي کرد که به آن ها احسان و احترام شود. نقل کرده اند: وي در يکي از روزهاي آخر عمر - که بر اثر بيماري در بيمارستان بستري بود. - گفت:

«همه کساني که به من تهمت زده و بدگويي کرده اند، را بخشيدم؛ به شرط آن که عوض غيبت، يک روز و عوض تهمت، يک ماه برايم نماز بخوانند.»(29)

6 - تصرّف با اجازه مراجع: فرزند آيت اللّه محمدي مي گويد:

«پدرم وصيت نامه خويش را به دست گرفته بود و به آن نگاه مي کرد، بنده و آقا محمد باقر و آقا محمد صادق و آقا محمد کاظم خدمت ايشان نشسته بوديم. ديديم که آقا رو به ما کرد و فرمود:اي فرزندان من، تمام زندگي من از وجوهات و سهم امام (ع) مي باشد. بعد از فوت من، شما براي تصرف اموال، بايد از علما و مراجع اجازه بگيريد، اگر آن بزرگواران اجازه دادند، شما مي توانيد در اموال تصرف کنيد، اگر آنها اجازه ندادند، بايد تمامي اموال را تحويل مراجع بزرگوار بدهيد.»(30)

7 - طبع شعر: اشعاري از آيت اللّه محمدي به يادگار مانده است، از جمله:

نقد جانم به فداي شه اقليم کمال

و آن خديوي که چو شمعي است بر ايوان جلال

بارک اللّه بر آن قامت و آن حُسن و کمال

همچو پروانه زنم گرد رخ وي پرو بال

آرزو نيست مرا در شب و روز و مه وسال

جز تماشاي قد و قامت آن نيک خصال(31)

8 - علاقه به رزمندگان و بسيجيان: ايشان چنان به رزمندگان علاقه داشت که مي گفت: عرق پاي رزمنده از بهترين بوهاست و چون ما درک نمي کنيم، فکر مي کنيم که بد است.(32)

 

فرزندان 
از ايشان چهار پسر فاضل و صالح به يادگار مانده است:

1 - شيخ محمد باقر که اکنون در جايگاه پدرش به هدايت و ارشاد مردم و امامت جمعه اشتغال دارد و در دانشگاه نيز تدريس مي کند.2 - شيخ محمد علي که ساکن قم هستند و به تحصيل علم اشتغال دارند.3 - شيخ محمد صادق که در حوزه مشهد به تحصيل اشتغال دارند.4 - فرزند چهارم ايشان به شغل آزاد مشغولند.

آيت اللّه محمدي چند داماد نيز دارند که همگي از فضلا هستند و در سنگر قضا و داوري انجام وظيفه مي کنند.(33)

 

رحلت و محل دفن 

آيت اللّه محمدي سرانجام در اثر بيماري، در مهر ماه 1372ش. (21 ربيع الثاني 1414 ق.) جهان فاني را وداع گفت.(34)

پيکر پاک آن بزرگمرد، پس از تشييع جنازه با شکوه و بي نظير در استان مازندران و خواندن نماز بر آن جسم پاک توسط حضرت آيت اللّه نصيري، به قم منتقل شد. کثرت جمعيت در تشييع جنازه وي در نکا به قدري بود که بعضي، شمار جمعيت را تا مرز صد هزار نفر هم گفته اند. تشييع جنازه وي در قم با حضور برخي از اساتيد حوزه علميه قم و اعضاي جامعه مدرسين، طلاب مازندران و ديگر قشرها در جوار بارگاه ملکوتي حضرت معصومه (س) ، بسيار با شکوه برگزار شد و سرانجام بدن مطهّر آيت اللّه محمدي درکنار مقبره شهيد آيت اللّه آقا شيخ فضل اللّه نوري؛ به خاک سپرده شد.(35)

سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّا.(36)

 

در سوگ آقا

درود حق به روانت، عزيز استادم

تو رفتي و نرود خاطر تو از يادم

چگونه شرح دهد اين دلم فراق تو را

مقيم کوه مصيبت نگر به فرهادم

اگر چه چهره ام آرام و ظاهري ساکت

شنو ز نبض وجودم نواي فريادم

به چشم آب و به دل آتشِ نهان دارم

ببين به آتش و آبم چه جمع اضدادم

چو پيکرت را در آن شب به مغتسل ديدم

به ياد غربت زهرا و حيدر افتادم(37)

 

اوقات شرعی
حدیث روز

پیامبر اعظم (ص):

خیرکم من تعلم القرآن وعلمه

بهترین شما کسی است که قرآن را بیاموزد وبه دیگران یاد بدهد.

 

تصویر برگزیده

 





کلیه حقوق برای پايگاه اطلاع رساني حوزه علميه استان مازندران محفوظ می‌باشد. معاونت ادری مالی مرکز مدیریت حوزه های علمیه کشور